تبليغاتX
حنجره طلايی
(( حنجره طلايی)) عليرضا افتخاری

صحبتها و حرفهای جدید علیرضا افتخاری ( پیشنهاد میکنم حتما بخوانید) 

{ توجه .. اگر یادتان باشد سال گذشته استاد به سایت ما آمده و نظر گذاشته و گفته به

 حساب مجله ایراندخت میرسم پس چگونه دوباره با این مجله مصاحبه کرده است؟؟ پس

یا آن افتخاری که درسایت ما نظر گذاشته دروغین بوده و یا بازهم این مصاحبه خیالی

 است چون این مجله در گذشته خبری را چاپ کرده بود که همه گفتند شایعه و دروغ است

 پس اعتماد به این مصاحبه را به پای خودتان میگذارم چون از صحت این مصاحبه

خبری ندارم در ضمن این مصاحبه را سایت شجریانی ها و سایت معتبر( موسیقی ما ) در

سایت خودشان گذاشته اند}

صفحات هنری جدیدترین شماره‌ی هفته‌نامه‌ی «ایران‌دخت» حاوی یک گفت‌وگوی جالب و

خواندنی‌ست با علیرضا افتخاری. در این مصاحبه، پرسش‌هایی پیرامون تغییر مشی

هنری افتخاری در سال‌های اخیر وچرایی آن مطرح شده است. همچنین در خلال صحبت‌ها،

افتخاری ازرابطه‌اش با استاد شجریان و خاطراتش با او می‌گوید . نکته‌ی جالب آنکه به‌رغم

انتقادهای صریح و پیاپی مصاحبه‌کننده نسبت به روندی که افتخاری در پیش گرفته، وی با

صبوری خاصی پاسخ می‌دهد. در ادامه گزیده‌ای از جالب‌ترین بخش‌های این گفت‌وگو را

می‌خوانیم.

 

- اگر تا به‌حال هم کار پاپ انجام گرفته، کارهایی بوده که اساتید کار کرده‌اند. در واقع

می‌خواستند لباس روز را به تن موسیقی بپوشانند. موسیقی، همان موسیقی قدیم است و آن

 چیزی است که از اساتید برای ما به امانت گذاشته شده و ما آن را بایستی پیگیر باشیم. اگر

اثر پاپی ضبط شده، آنها پاپ ضبط کرده‌اند؛ من سنتی خوانده‌ام. راستش خواننده یک بهاری

 دارد. من نمی‌توانم زمانم را تلف کنم. من باید بنشینم تا یک کاری خلق بشود، یک غذایی

پخته بشود تا بروم سر سفره؟ خب می‌روم سر یخچال یک نان و پنیری برمی‌دارم و

می‌خورم! چون من خواننده‌ام؛ باید بخوانم.

 

- این را باید از خود آقای مشکاتیان بپرسید که چرا کم‌کار شده‌اند. بنده احساس می‌کنم آقای

مشکاتیان وقتی کار نمی‌کنند؛ شاید فکر می‌کنند برای جاودانه شدن بایستی کارهای دیگری

انجام بدهند. حتماً برای آیندگان کار می‌کنند. الآن اگر نیستند و خانه‌نشین هستند، دلیل این

 نیست که فعالیت‌شان تعطیل است. من اعتقاد دارم یک دست مرموزی می‌خواهد که پرویز

مشکاتیان خانه‌نشین باشد. ایشان هم تسلیم شده‌اند؛ در صورتی‌که نباید این‌گونه باشد. آیا دستور

 از جایی می‌آید که آقای پرویز مشکاتیان یا آقایان دیگر! کار نکنید؟ و شما هم تسلیم می‌شوید؟

این وسط گناه مردم و موسیقی چیست؟ یک شب تا چهار صبح با آقای مشکاتیان گفتیم و اشک

 ریختیم. آخر سر دیدم پرویز به هیچ صراطی مستقیم نیست. گفتم پرویز جان، باشد؛

می‌خواهی کار نکنی نکن! به من گفت تو چرا این‌ها را می‌خوانی؟ گفتم خب تو بساز تا من

بخوانم. آواز خواندن با زندگی من و حال و روز من عجین شده. من نمی‌توانم نخوانم.


 

- والله به هر کسی که بگویید، همین کلمه و همین نام را می‌برد. من صدای استاد شجریان

 را هم می‌پسندم و هم گوش می‌کنم. هم صدایش را دوست دارم و هم شخصیتش را دوست

 دارم. این را هم بگویم که آدم با معرفتی است. چون من از سال ۶۰ ایشان را می‌شناسم.

از سال ۶۰ که توی تهران، در خانه‌ی هیچ‌کس به‌روی من باز نبود ـ حتی اصفهانی‌هایی که

 مقیم مرکز بودند و در تهران زندگی می‌کردند ـ تنها کسی که در خانه‌اش به‌روی من باز

 بود، محمدرضا شجریان بود. عشق من از همان‌جا درگرفت؛ وگرنه من اصلاً نمی‌خواستم

خواننده بشوم. اصلاً نمی‌خواستم بیایم تهران. این‌ها در اثر تشویق‌های محمدرضا شجریان

 بود. این هم که می‌بینید من گاهی آواز نمی‌خوانم، می‌بینم شجریان می‌خواند و خوب هم

می‌خواند. من شجریان را خیلی دوست دارم و خیلی خوشحالم که خواننده‌ای بین اساتید

هست به‌نام محمدرضا شجریان. شاید چند سال هم هست که ایشان را ندیدم و نمی‌خواهم

خدای‌ناکرده مدح کسی را هم بگویم؛ ولی انسان بسیار خوبی است.


 

- من می‌گویم اگر یک نفری پایش لغزید و افتاد در گل، ولی بعد خودش را تطهیر کرد و

پاک شد که ما نباید دائم گل را ببینیم. این جوانمردی نیست. ایرج اگر رفت و

 «استاد چلوکبابی» را خواند، در عوض «شب‌های زاینده‌رود» را هم دارد. آواز شور

 بسیار زیبایی دارد. آوازهای مختلفی دارد. ما متأسفانه آن‌ها را نمی‌بینیم؛ متأسفانه حال

 عمومی ما این است که عیب‌ها را بزرگ می‌کنیم.

 من یک آوازی خوانده بودم قدیم با نی استاد محمد موسوی. یکی از دوستان می‌گفت آقای

محمدرضا شجریان تا ۴ صبح این آواز را می‌شنیدند. آواز هم این بود که «رفیق مهربان و

 یار همدم / همه‌کس دوست می‌دارند و من هم» غزل سعدی بود و ایشان تا ۴ صبح گوش

می‌کردند و تحت تأثیر قرار گرفته بودند. هر چه هم به آقای موسوی گفته بودند این کیه، او

 هم نمی‌گفت! حالا هم اگر یک روز به من بگویند این سبک را نخوان؛ گوش می‌کنم.

 صادقانه می‌گویم. چون آوازهای خوبی خوانده، من هم می‌نشینم گوش می‌کنم. می‌گویم

مسئله‌ای نیست، آوازش را شما بخوانید؛ تصنیفش را من می‌خوانم. چه ایرادی دارد؟

 

- این جوان‌هایی که این سال‌ها کار آواز می‌کنند، همگی‌شان ماشاالله خوب می‌خوانند و خدا

 را شکر همگی هم موفق‌اند؛ اما نمی‌روند خودشان را پیدا کنند. چون همه عاشق

شجریان‌اند. خب ایشان هم یک آنی دارند که هر کس رفت خدمت‌شان، مثل خودشان

می‌شود. یعنی از آن به بعد می‌خواهد عین آقای شجریان بخواند. البته هنوز مثل من کسی

نیامده (با خنده)! اگر می‌آمد من را اذیت می‌کرد. مشابه آقای ناظری آمده، مشابه آقای

شجریان چند تا آمدند؛ اما هنوز حس افتخاری را کسی نتوانسته بگوید. چون صدای من

لب تیغ است. نه این طرفی، نه آن طرفی. من از یک‌جایی می‌خوانم که هر جوری بخواهی

تقلیدش کنی، می‌گویی نه! این توی جاده نیست. لب دره است. از لب دره حرکت می‌کند این

صدای من! باور کنید به گونه‌ای تو جاده نیست که بتوانی تقلیدش کنی... (خنده)


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 21:42  توسط مجيد هاشمی  | 

پل پیوند پاپ و سنتی 

 علیرضا افتخاری – محمدرضا چراغعلی 

علیرضا افتخاری بدون اغراق یکی از تکرار نشدنی ترین خواننده های

موسیقی ایران است. خواننده ای توانا با صدا و تکنیکی بی نظیر که در

 کنار محمدرضا شجریان و شهرام ناظری، یکی از سه نام شاخص

موسیقی سنتی در طی سه دهه اخیر بوده است. او پرطرفدارترین

و یکی از پرتیراژترین خواننده های سنتی دردهه های 70 و80 است و

جزء معدود خوانندگانی است که همیشه مورد توجه تمام اقشار جامعه

 با هر نوع سلیقه و گرایش موسیقیایی بوده است.

محمدرضا چراغعلی نیز یکی از آهنگسازان جریان ساز موسیقی داخل

 کشور در طی یک دهه اخیر است. آهنگسازی قدرتمند که نقش

بسزایی در موفقیت و شهرت بسیاری از خوانندگان موسیقی پاپ

داشته است. حضور او در هر آلبومی در طی 10 سال گذشته به

نوعی تضمین کننده موفقیت آن آلبوم و خواننده اش بوده است و بخش

عمده ای از آهنگهای موفق منتشر شده دربخش موسیقی پاپ، از

ساخته های او می باشند.

همکاری علیرضا افتخاری و محمدرضا چراغعلی از اتفاقات قابل اعتنای

صورت گرفته در موسیقی داخل کشور بوده است. نام بزرگ موسیقی

سنتی ایران (افتخاری) در کنار چهره تاثیرگذار موسیقی پاپ(چراغعلی)،

 یک دهه اخیرتوانستند آثاری درخور توجه و ارزشمند را خلق و ارائه کنند.

 اولین همکاری این دو هنرمند شاخص برمی گردد به اواسط دهه هفتاد

و آلبوم «نیلوفرانه 2» که علیرضا افتخاری آوازی بداهه را درآن آلبوم اجرا

کرد و نوازندگی پیانوی این قطعه را محمدرضا چراغعلی برعهده داشت.

پس از آن تا مدتها هیچگونه همکاری میان استاد افتخاری و چراغعلی

صورت نگرفت.اوایل سال1384 استاد علیرضا افتخاری تصمیم به بازخوانی

تعدادی از ساخته های اکبرمحسنی آهنگساز تصنیف ماندگار( الهه ناز)

گرفت. دراین اثنا مهدی عابدینی تهیه کننده و شاعراین آلبوم پیشنهاد

ساخت قطعاتی را به محمدرضا چراغعلی می دهد که به این ترتیب

قطعات «صیاد» و«عطرشقایق» ساخته می شوند و آلبوم با نام (صیاد)

از سوی شرکت سروش منتشر می گردد. آلبوم «صیاد» وخصوصا دو

قطعه ای که توسط چراغعلی آهنگسازی و تنظیم شده بودند مورد توجه

بسیاری از سوی مردم و اهالی موسیقی قرار می گیرد و این استقبال

باعث می شود استاد علیرضا افتخاری و محمدرضاچراغعلی تولید آلبومی

مشترک را آغاز کنند. آلبوم (صیاد) یکی از بهترین آلبوم و از طرفی نیز

بعنوان یکی از100اثر ماندگار موسیقی ایران انتخاب می شود. تجربه

همکاری موفق در آلبوم صیاد منجر به خلق آلبومی زیبا و ماندگار به نام

«هوای تو» می گردد که درتابستان 1386 منتشر می شود و تبدیل به

 یکی از موفق ترین و پرفروش ترین آلبومهای سال می شود. آلبومی با

آهنگسازی و تنظیم محمدرضا چراغعلی و اجرای بی نظیراستاد علیرضا

افتخاری با آن صدای زیبا و گرمش که تلفیق تم های شرقی ملودی ها با

حال و هوای خاص تنظیم های چراغعلی، تا حد مناسبی فضای آشنای

تصنیف های عرضه شده در قالب موسیقی سنتی را تغییر می دهد.

پس از آلبوم (هوای تو) استاد افتخاری و چراغعلی تولید آلبوم دیگری

به تهیه کنندگی شرکت آوای نوین و سونی را آغاز می کنند و دو

ملودی نیز توسط چراغعلی ساخته می شود وقرار بود استاد در این

 آلبوم تصنیف ماندگار «الهه ناز» را بازخوانی کند که قدیم این تصنیف

را استاد غلامحسین بنان اجرا کرده بود. اما تولید این آلبوم در همان

مراحل اولیه متوقف می گردد و تا به امروز دیگر هیچگونه همکاری میان

آنها صورت نگرفته است. محدرضا چراغعلی در همکاری با استاد افتخاری

ابعاد دیگری از توانایی های مثال زدنی خود را به رخ کشید و بار دیگر

 ثابت کرد که از معدود آهنگسازانی است که می تواند در هر سبکی از

موسیقی و در همکاری با هر خواننده ای، بهترین ها را خلق کند و

توجهات را به سمت خود جلب کند.او در مورد همکاری اش با استاد

علیرضا افتخاری می گوید:«علیرضا افتخاری یکی از بهترین خواننده ها

که دارای صدایی بی نظیر، شش دانگ صدا، زیر و بم صدا و تسلط کامل

 در خواندن ترانه و آوازدارد، ایشان جزء معدود خواننده هایی است که در

 زمان ضبط آهنگها، از توانایی هایش تعجب می کنم . او از موزیکالیته

بالا و تغییرلحن منحصر به فردی برخوردار است و آنقدر زیبا می خواند که

همیشه باعث شگفتی من و سایر آهنگسازان و خواننده ها می شود.» 

 همکاری استاد افتخاری و چراغعلی از منظر ایجاد پل پیوندی مناسب

میان موسیقی سنتی و پاپ نیز ارزشمند و قابل اعتنا است. خواننده

بزرگی که در همکاری با یکی از نام های شاخص و تاثیرگذار موسیقی

پاپ به فضای جدیدی در کارنامه پربار کاری اش دست پیدا کرد و

محمدرضا چراغعلی نیز به شکل قابل توجهی با حفظ قالب و شخصیت

 صدایی استاد علیرضا افتخاری آثاری را ارائه داد که به بهترین شکل

 ممکن می تواند نام موسیقی تلفیقی را به خود اختصاص دهند.

همانی که سالهاست بسیارانی به دنبال ارائه اش هستند و هنوز

به شکل مناسبی موفق به انجامش نشده اند.           

 در ضمن شاید خیلی از طرفداران علیرضا افتخاری از اینکه او موسیقی

تلفیقی (پاپ سنتی )میخواند ناراضی و معترض هستند و من هم

با نظر این دوستان موافقم ولی بی انصافی است اگر نگوییم ایشان

یکی از بهترینها در زمینه موسیقی تلفیقی در ایران هستند و در ارائه

 آثار اینچنینی بی رقیب می باشند.........

به هر حال استاد با آثار تلفیقی خود پلی دوستانه بین این دو موسیقی

 به وجود آورده و این دو را به هم متصل کرده به گونه ای که نه موسیقی

اصیل و نه پاپ زیر سوال برود و اگر اعتراضی است به خاطر صدای

پرسوز و توانمند استاد است که باعث میشود انتظارات بیشتر شود

 و قوی ترین آثار تلفیقی افتخاری با چراغعلی و حسن میرزاخانی بوده

و  آثار فریدون خشنود همیشه زیر ذره بین و نقد هنرمندان و مردم عادی

هست و اگر این همکاری همچنان ادامه پیدا کند انتقادات روز به روز

بیشتر خواهد شد...... در ضمن نباید یکی از پایه گذاران این آثار بهنام

 خدارحمی و پیام طونی را فراموش کرد که اگر دل به کار بدهند واقعا آثار

خوبی را دراین زمینه تولید میکنند ولی ملودی های دلنشین استاد

 فضل الله توکل در موفقیت خدارحمی بی تاثیر نبوده چون تا به حال ما

آلبومی را با ملودی خود بهنام خدارحمی با صدای استاد نشنیده ایم ..

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 19:28  توسط مجيد هاشمی  | 

مطلبی در روزنامه اعتماد ملی و در مورد انتشار قریب الوقوع سه

 آلبوم آوازی استاد افتخاری که ما در گذشته خبرش را داده بودیم

چاپ شده بود ولی این روزنامه در خبری عنوان کرده بود که این

آلبومها تا آخر بهار پخش میشوند به همین دلیل به استودیو بل یا

همان شرکت مشکات که تولید کننده و ضبط کننده این آثار هستند

مراجعه کردیم تا از جزئیات خبر پخش این آلبومها مطمئن شده و

برای اطلاع رسانی در سایت قرار بدهیم که با برخورد بسیارزشت

 عوامل استودیوبل مواجه شدیم ولی به خاطر احترام به شخص آقای

چاووشی به جزئیاتش اشاره نمیکنم  ...

 من واقعا برای این تهیه کننده ها و صدابرداران بیسواد از لحاظ

موسیقی متاسفم  که به جای اینکه بروند درکارهای بیزینسی دیگری

مشغول به کارشوند به شغل مقدس هنری روی می آورند گرچه اینان

سرمایه گذارانی بیش نیستند و هیچ علمی از موسیقی ندارند چه

برسد به اینکه به آنها بگوییم هنرمند  و ناراحت ترم از اینکه خواننده

خوب و با شخصیتی مثل علیرضاافتخاری چاره ای جز همکاری

با این ها ندارد چون باید هرطوری که شده جایگاه خودش را در این

مافیای بی قانون موسیقی حفظ کند تا باعث لطمه در پخش آثارش

 نشوند..... این را هم مطمئن باشید اگر ضعفی در آثار استاد میبینید

مقصر اصلی همین افراد بیسواد هستند و حرف من فقط  همکاران

استودیو بل نیست بلکه بعضی دیگر از تهیه کنندگان و تولیدکنندگان

 آثار موسیقی نیز می باشد .

ولی ناگفته نماند بعضی دیگر از دوستان تهیه کننده از خدمتگزاران

واقعیه هنر موسیقی هستند و حرف من با آنها نیست . مدیر

 استودیو بل آقای چاووشی حداقل در ظاهر مثل دیگر همکارانشان

 در استودیو بل نیستند و شخصیت خوبی دارند و من هم به خاطر

احترام به ایشان اسم همکارانشان را نمیبرم و حتی نمیخواهم

 افشا سازی کنم وبا اینکه اولین بارشان نیست ولی بازهم از

خیرش میگذرم.... من انتظار نداشتم کسانی که با صدای استاد

افتخاری به نان و نوا میرسند نمک بخورند و نمک دان بشکنند و

پشت این ستاره موسیقی سنتی اینچنین صحبت کنند ..

زیرا اگر افتخاری خوب نیست پس چرا خودشان تولید کننده آثار

 ایشان هستند و با فروش میلیونی آلبومهای استاد جیبشان را

پراز پول میکنند زیرا اگر استاد یا خوانندگان دیگری مثل او

نمی خواندند باید اینها شرکت ها و استودیو هایشان را تعطیل

می کردند .امیدوارم مدیران شرکت ها و تهیه کنندگان و صدابردارانی

که روی سخن ما با آنهاست این مطلب را بخوانند خجالت بکشند

و به خودشان بیایند و ببینند چه بودند و با لطف چه کسانی چه

 شدند زیرا ما  با خصوصیات و عملکرد این تولید کنندگان آشنا

هستیم  و چیزهایی از آنها میدانیم که فعلا قصد افشای آنها را

 نداریم و صحبتمان را همین جا خاتمه میدهیم.

زیرا با پخش عمدی نزدیک به هم آلبومهای استاد رقابت ناسالم 

 بین آنها برای ما و شما ثابت شده است و حتما این را هم میدانید

بعضی وقتها آلبومهای آماده و مجوز گرفته را چندین سال در آرشیو

خودشان می خوابانند تا گرد و خاک خورده  وپس از مدتی طولانی

پخش میکنند و پخش آلبومهای جدید و متعدد ایرج بسطامی پس از

فوتش گویای این مطلب است که نمیدانیم آیا مگر خوانندگان بعد از

مرگشان هم میتوانند بخوانند؟!! ...........

ببخشید سرتون رو درد آوردم ولی این همه گفتم تا به این موضوع

اصلی برسم که این آلبومهایی که خبرش در روزنامه اعتماد ملی

 چاپ شده فعلا پخش نمیشه و شما حالاحالاها منتظر این

آلبوم ها نباشید زیرا شاید اصلا امسال پخش نشوند  البته به

گفته همین دوستان و راست و دروغش پای خودشان زیرا ما

حرفهای دروغ زیادی از آنها شنیدیم که امیدوارم این هم دروغ بوده

 و ما هرچه زودتر شاهد پخش این آثار ماندگار و شنیدنی باشیم....

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 20:33  توسط مجيد هاشمی  | 

 

    عليرضا افتخاري به همراه گروه هم‌نوازان در سواحل درياي خزر خواند

 

فاضل جمشيدي مديرهنري سمينار فارابي گفت: افتخاري خواننده برجسته

كشورمان شب گذشته به همراه گروه همنوازان در مراسم اختتاميه پانزدهمين

سمينار بيمارستان فارابي در فضاي باز ساحل درياي خزر در مجموعه شركت نفت

 به اجراي برنامه پرداخت.


وي ادامه داد: اين خواننده در كنسرت خود آثاري از علي تجويدي را در حضور2500

مخاطب اجرا كرد.جمشيدي بيان داشت: سمينار ۳روزه بيمارستان فارابي كار

 خود را با اجراي گروه محلي آمل به خوانندگي علي اصغر رستمي آغاز و شب

گذشته نيز با اجراي عليرضا افتخاري به پايان رساند.


مدير هنري سمينار فارابي خاطر نشان كرد: در دوره هاي قبلي اين سمينار

هنرمنداني چون شهرام ناظري، سراج، فرهنگ شريف،سالار عقيلي؛ اركستر

 ملي و عصار به اجرا پرداخته اند.جمشيدي در خاتمه بيان داشت: حرف من اين

است كه موسيقي را در اقشار مختلف فراگير كنم كه خوشبختانه تا كنون چشم

پزشكان از اين اقدام حمايت كرده‌اند.



همانطور که گفتیم اینبار میخواهیم مراحل تولید یک آلبوم را شرح دهیم

الف - مراحل شعر:

 استفاده از اشعار به پنج دسته تقسیم میشود: 1. آهنگساز شعرهای شاعران کهن را از کتابهایشان

انتخاب میکند و بر روی آنها آهنگسازی  میکند..2.خواننده شعرهای شاعران کهن را به گروه پیشنهاد

میکند و ساخت آهنگ بر روی آنها صورت میگیرد.3. خواننده و آهنگساز شعرهای شاعران امروز را از

آرشیو آنها انتخاب میکنند و روی اشعار آنها کار میکنند .4.خواننده و اهنگساز به شاعران امروزی

سفارش سرودن شعری با مضمونی که دوست دارند میدهند و شاعران آن شعرها را برای آنها آماده

میکنند.5. آهنگ ساخته میشود و شاعران بر روی آهنگ و ملودی ساخته شده شعری را با وزن آن

ملودی میسرایند و به گروه تحویل میدهند.

  شرایط جدید و مراحل دریافت مصوبه اشعار و ترانه ها در دفتر موسیقی:

 شرایط عمومی سروده ها:

1..اشعار، ترانه ها و سروده های مورد نظر بایستی صرفا با هدف تولید آلبوم(کاست و cd) و یا اجرای

 صحنه ای (کنسرت) و الزاما از سوی یکی از موسسات فرهنگی و هنری شرکت های صوتی و

تصویری  دارای مجوز قانونی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت بررسی و صدور مجوز

مربوط به شورای شعرو ترانه دفتر موسیقی معاونت امور هنری ارائه شود

 2. صحت ترجمه اشعار و ترانه ها و متونی که به زبان های غیرفارسی است

 3. متن ترانه ها اشعارو نام سراینده بایستی به صورت حروف چینی رایانه ای در دو نسخه و بدون

 غلط های املایی و نگارشی به همراه رضایت نامه صاحب اثر یا وارث و وکیل قانونی ایشان به دفتر

موسیقی ارائه شود در ضمن سی دی اشعار با فرمت   save شده نرم افزار word  الزامی است

 سروده ها باید از اصول و مولفه های ادبی حوزه شعر و ترانه از جمله سلامت زبان ، برخورداری از

احساس و نگاه شاعرانه ، رسایی در بیان ، رعایت نکات دستوری و.... برخوردار باشد و الزامات

فرهنگی نظام اسلامی ، حریم اخلاقی و عرف اجتماعی جامعه ایرانی، ارزش ها و مقدسات

مذهبی را رعایت کنند

ب - مراحل موسیقی (آهنگسازی) :

 1. تنظیم کننده خودش یا با پیشنهاد خواننده یا تهیه کننده آهنگ ها و ملودی های آهنگسازان

قدیمی که در گذشته توسط خوانندگان اجرا شده بود دوباره و با تغییراتی که باعث بروز شدن آنها

 میشود تنظیم کرده و به یکی از خوانندگان امروزی میدهد تا اجرا کند..البته با اجازه صاحبان اثر

(بازخوانی) در ضمن بازخوانی با تقلید تفاوت دارد...2. خواننده یا تهیه کننده آهنگسازی را مد نظر

دارند که آثاری را از بین آرشیو او انتخاب کرده و بر روی آنها کار میکنند.  3. خواننده  خودش سفارش

 تهیه آلبومی را با آهنگسازی که دوست دارد میدهد و در صورت قبول سرمایه گذار و آهنگساز

 ساخت آلبوم استارت میخورد و اگر سرمایه گذار قبول نکرد خود خواننده میتواند سرمایه گذار

خودش باشد..4. آهنگساز یا تهیه کننده ای با در نظر گرفتن خواننده ای خاص که او را مدنظر

دارند با موافقت خواننده ساخت آلبومی را آغاز میکنند و به او میدهند تا بخواند.5. .آهنگساز

خواننده ای را مد نظر ندارد ولی آلبومی را آماده کرده و بعد تصمیم میگیرد آن آثار را به چه کسی

 بدهد تا بخواند...

اکثر کارها به صورت گروهی و با نظارت کل گروه اعم از خواننده ،شاعر و آهنگساز صورت میگیرد .

همانطور که گفتیم آهنگساز یا بر روی شعری آهنگی را میسازد و یا آهنگ را ساخته و شاعر بر

روی آن شعر میگذارد و همچنین فرق آهنگساز و تنظیم کننده در این است که تنظیم  یک کار

علمی و سخت است و تنظیم کننده باید با تکنیک خودش برای هر ساز نتی را نوشته و در

اختیار نوازندگان قرار دهد و در آخر سازها را سکوئنس کرده و میکس و مسترینگ نهایی را انجام

دهد ولی آهنگسازی یک کار عاطفی و احساسی است و آهنگساز با در نظر گرفتن علم

آهنگسازی ، احساسات خود را به صورت ملودیک  در آورده و شرایط روحی  آهنگساز بر نوع

آهنگی که میسازد تاثیر میگذارد و به گفته بتهون: موسیقی هنر بیان احساسات به وسیله

صداهاست، و وظیفه آهنگساز هم همین است

پ)خوانندگی :

خواننده نیز برای خواندن اثر یک آرتیست است و شنوندگان معمولی تمام نکات مثبت و یا منفی

 اثر را از چشم خواننده میبینند و نمیدانند برای تولید یک اثر حرفه ای یک گروه خوب نیاز است

 و تمامیه کسانی که پشت پرده کار قرار دارند به چشم نمی آیند

خواننده باید برای خواندن آثارازعلم موسیقی و نت خوانی آگاه باشد و همیشه برای تقویت

تارهای صوتی حنجره اش تمرین داشته باشد و همچنین بیان احساسات هر کلمه با الحان و

تحریرهای خاصش همراه است که خواننده باید به آنها آگاه باشد...خواندن یک اثر آخرین مرحله

تولید آلبوم است که حساس ترین قسمتش نیز میباشد یعنی گروه دست به دست هم میدهند تا

خواننده بتواند حرفهایش را در قالب موسیقی بزند و اگر خواننده تسلط کافی داشته باشد کار

 آهنگسازان و ناظر ضبط نیز آسان میشود... خواننده باید هم به مقوله شعر و هم موسیقی آگاه

باشد و اگر شعر را نشناسد نمیتواند آن را با احساس بیان کند و برای خواندن نیز مانند آهنگسازی

احساس و شرایط روحی خواننده بسیار تاثیرگذار است و اگر حتی درست بخواند اما بیانش

احساس نداشته باشد آثارش به دل نمینشیند....( در آینده مطالب آموزشی تئوری صداسازی و

 تمرینی آواز خواهیم داشت.)

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:10  توسط مجيد هاشمی  | 

بیژن ترقی، شاعر و ترانه سرای معروف ایرانی بعد از تحمل یک دوره بیماری طولانی در

سن هشتاد سالگی در گذشت. بیژن ترقی در سال 1308 به دنیا آمد، او از سال 1335

 همکاری اش را با رادیو شروع کرد و«آتش کاروان» با صدای دلکش و بعدها با صدای

استاد (علیرضاافتخاری) درآلبوم «یاد استاد» یکی ازپرآوازه ترین ترانه های ایشان محسوب

می شود.

 بیژن ترقی فعالیتهای ادبی خود را با اساتیدی چون ملک الشعرای بهار، امیرفیروزکوهی،

 نیما یوشیج و شهریار شروع کرد و با هنرمندان و آهنگسازانی چون ابوالحسن صبا،

رضامحجوبی، علی تجویدی، داریوش رفیعی همکاری نزدیک داشت. این ترانه سرا که

درتابستان سال گذشته سکته قلبی کرده بود و بیماری اش تشدید شده بود قبلا به خبرگزاری

ایسنا گفته بود:(با اینکه مردم هنوزترانه های من را زمزمه می کنند ولی ازیادها رفته ام، از

وقتی بیمارشدم کسی حالی ازمن نمی پرسد.) از زنده یاد ترقی یکی از انگشت شمار ترانه و

تصنیف سرایانی یاد می کنند که کارهایش با یاد چند نسل از ایرانی ها گره خورده است. او

همراه با تعداد دیگری چون تورج نگهبان، سید اسماعیل نواب صفا و معینی کرمانشاهی

بارسرودن تصنیف ها و ترانه ها را برای آهنگهای مختلف در موسیقی سنتی و دستگاهی

به دوش کشیدند و با توجه به ذوق و سلیقه بخش از مردم ایران آهنگهای جاودانه ای را

منتشرکردند. مرحوم بیژن ترقی ازسال1351 به شکل رسمی به ترانه سرایی برای

برنامه های رادیویی مثل«گلها»پرداخت و نزدیک به سیصد ترانه به روی آهنگهای بزرگان

موسیقی افزود. سرودی که مرحوم بیژن ترقی درسال84 برای ارکستر با رهبری و تنظیم

 پیمان سلطانی نوشت و بعد با رهبری استاد فرهاد فخرالدینی وصدای سالارعقیلی اجرا شد

هنوز در ذهن خیلی ها باقی مانده، سرودی که می توانست سرود ملی ایران باشد.

(ایشان در آلبومهای یاد استاد ، عطر سوسن ، افسانه ، امان از جدایی و غیره......... با

صدای استاد افتخاری شعرها و ترانه هایی سروده اند که همواره در اذهان

 باقی مانده اند و می مانند) و ما به نوبه خود درگذشت این شاعر گرانقدر را به دوستداران

شعروهنر تسلیت می گوییم و امیدوارم خداوند شاعران و دیگر هنرمندان و اساتید این

مرزوبوم را که در قید حیات هستند برای ما حفظ کند و به آنها سلامتی و طول عمر عطا کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:17  توسط مجيد هاشمی  |